تبليغاتX
راه قلم

راه قلم

چرک نویس - نوشته های نه چندان خصوصی!

الهی

الهی!

همه به تن غریبند و من به جان و دل غریبم.

همه در سفر غریبند و من در حضر غریبم.

الهی!

هر بیماری را شفا از طبیب،

ومن بیمار از طبیبم.

هر کرا از قسمت بهره است،

ومن بی نصیبم.

هر دل شده با یاری و غمگساری است،

و من بی یار وغریبم،

                                        ******************

همه شب مردمان در خواب  و من بیدار چون باشم

                                                              غنوده  هر کسی با یار و من بی یار چون باشم.

   بر گرفته شده از کتاب مناجات نامه (خواجه عبدالله انصاری)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 14:1  توسط مریم  | 

Something for you to think about

شده تا حالا تمام عمر بدون اشتباه زندگی کرده باشی؟ راستشو بگو؛ اگه می گی آره داری بی انصافی می کنی. نه... هممون یه جاهایی اشتباه کردیم که البته به نظر می رسه بعضی از این اشتباه ها غیر قابل جبرانه و دیگه اون اتفاق افتاده و کاری در اون  مورد از دستت بر نمی آد.

دوستانی که ما مدتیه از آشناییشون بهره می بریم می دونن که اخیرا خواهر عزیز بنده هم در بلاگ می نویسن و انصافا این واقعیت رو هم نمی شه کتمان کرد که از زمان حضور ایشون "راه قلم" پویاتر شده و حتی دوستان جدید تری هم پیدا کردیم که باعث افتخار ماست؛ البته حرکت های ایشون در این عرصه با اشکالات کوچکی هم همراه بوده که برای یک تازه کار  خیلی هم عجیب نیست و اگر ایشون در قسمتی اشکالی داشتن معمولا در شکل نگارش مطالب و یا وارد شدن با نام کاربری اصلی وبلاگ بوده که می بینید مشکلات چندان مهمی هم نیستند.

همون طور که دیدید خواهر گلم روز تولدم رو در پست قبلی تبریک گفته بود که متاسفانه من به دلیل مشغله ای که در این مدت داشتم حتی نتونسته بودم اون رو بخونم و همین طور از شما دوستان خوبم تشکر کنم، تا اینجا که مشکل مهمی نیست ولی وبلاگ نویسی که آدرس اون دیگه اصلا جایی در میون دوستان اینترنتی ما نداره به این موضوع اشاره کرده بود که چرا شما به خودت تبریک گفتی، یعنی اون روز مریم خانم با نام کاربری اصلی وارد وبلاگ شده بود و به همین دلیل در قسمت نویسنده نام من درج شده بود که البته این تذکر بلاگ نویس همون طور که در بخش نظرات قبل تر دیدید چندان از روی دلسوزی نبود و بیشتر حالت تحقیر داشت. تا این لحظه ما سعی کردیم نسبت به ادامه دادن این داستان بی توجه باشیم ولی از اونجا که این وبلاگ نویس از تمام مرز ها رد شد و همین طور دیدم که بین ما دوستان مشترکی هم وجود داره برای اطلاع اونا در زیر متن آخرین (البته امیدوارم) صحبت هایی رو که بین ما رد و بدل شده بود رو برای شما می نویسم تا دوستانی که نیاز به دونستن ماجرا  دارن در جریان کار قرار بگیرن: البته باید به این موضوع هم اشاره کنم که این بی احترامی فقط نسبت به ما صورت نگرفته و در نظرهایی که برای آخرین پست اونها نوشته شده بوده نشانی از موارد مشابه به چشم می خوره که با ذکر اون بیش از این حوصله تون رو سر نمی برم (برای دیدن متن کامل نظرها رو بخونین)

وبلاگ نویس: اشاره به موضوع تبریک گفتن به خودم و اینکه با دیدن این موضوع خودشون و همسرشون از خنده داشتن می مردند به گفته خودشون.

وبلاگ نویس: راستي منتظر توضيح هستيم و اگر توضيحت قانع كننده نباشه بلافاصله تصميم داريم كه لينكتو از وبمون پاك كنيم و از تو هم ميخوايم كه اينكارو بكني، اگه هم كه توضيح داده نشه بازم لينكتون حذف ميشه .

خواهرم: این موضوع به دلیل مشکلاتی در وب بوده که البته با افزودن اسمم در انتهای پیام تا حدی این مشکل حل شده، البته کسی برای شما دعوت نامه نفرستاده بوده که بیاین، بخندین تا بترکین (با توجه به جملاتی که از قبل ما از اونها در ذهنمون داریم این خیلی هم از روی ادب نوشته شده) و...

وبلاگ نویس: "برای برنامه های وبمون مشکلی پیش اومده بود "

چه غلطا !!!! آخه جوجو تو مال اين حرفا نيستي

حرفاي گنده تر از دهنت ميزني ؟ به يكي اين ضرا رو بزن كه از وب هيچي حاليش نيست نه به يه مهندس IT . برو بزار باد بياد بچه

گوه زياديم نخور كه وبلاگت به باد ميره.

در ضمن خر خودتي و كره خرم بچه ته .كارت دعوتم واسه عمت بفرست.

آره انقدر خنديديم كه ميخواستيم جرت بديم و يه بلايي سر وبلاگت بياريم كه ديگه بقيه رو سر كار نزاري و از اين گوها نخوري.
معلومه از اون بچه پايين شهرياي داهاتي و عقده اي هستي كه كسي آدم حسابتون نميكنه  آقا مريم يا همون آقا احسان

بهتون حق ميدم چون همه بچه هاي پايين اومل و عقده هستن.چه كنيم ديگه تا بوده شما زير پاي ما بودين و خواهين بود
بسوزين و بسازين
اسم وبلاگتم بزار "راه 

 

ما به مصداق "ادب از که آموختی؟ از بی ادبان" از خداوند آرزو می نماییم که زبان و کلاممان را از واژه های ناشایست (حتی در مواردی که حق برخورد داریم) دور نماید، اما انصافا پاراگراف های فوق می تواند از تفکر کسی نشات گرفته باشد که ادعا می کند خودش دارای مدارک علمی فلان و بهمان بوده و در ضمن افتخار فرزندی پدری را که استاد دانشگاه نیز هست یدک می کشد...؟  قضاوت با شما.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 12:23  توسط احسان  | 

اعتراف نامه

(نوشتن این چند خط خیلی برام سخته ولی به نظر لازم می آد)

سلام. سلام به همه دوستانی که ممکنه به فکرشون نبودم، بهشون زنگ نزدم یا اگه حتی وقت داشتم بهشون سر نزدم. اگه زیادی ازشون توقع داشتم و زیادی مغرور بودم

ولی

اونا مثل همیشه نادیده گرفتن و باز هوای منو داشتن و تنهام نذاشتن...

 

سلام به همه شما دوست های وبلاگ نویس خوبم که ممکنه از همین دسته بالا باشین... امشب که داشتم فکر می کردم دیدم تو همین فضای سایبر هم ممکنه دل کسی رو شکسته باشم و چیزهایی گفته یا نوشته باشم که از روی منطق نبوده و با حرف هام انسان یا انسان هایی رو رنجونده باشم و یا برای لحظه ای باعث منحرف شدن اونها از اعتقادات و افکاری که داشتن، شده باشم. از اونجا که وضعیت انسان همیشه یک شکل نیست و باز از اونجا که گاهی اوقات روزگار برامون سخت تر از آنچه که می خواهیم، می گذره ممکنه ناخواسته کاری بکنیم که بعد تر حتی نتونیم باور کنیم که این کار ما بوده.

تنم می لرزه؛ نمی تونم باور کنم گاهی وقت ها کارایی کردم که خانواده­ام، دوستام و یا انسان های دیگه ای که می شناسمشون رو دلخور کردم که حتی اون مورد تا همین الان هم از یادشون نرفته.

به عنوان کسی که هنوز باید راه زیادی رو برای انسان شدن طی کنه، از همین جا از تمام کسانی که به هر شکل ناراحتشون کردم، عذر می خوام و می خوام بدونن دوست دارم جبران کنم.  

از تمام دوستان اینترنتی (بلاگفا و پرشن بلاگی) که باعث می شن احساس کنم بیهوده نیستم و بیهوده نمی نویسم، بسیار سپاس گزارم و خوشحال می شم اگر اشتباهات من رو گوشزد کنن؛ چون ممکنه کارهایی رو انجام بدیم بدون اینکه بدونیم اشتباست و بعد انتظار اون نتیجه رو هم نداشته باشیم.

 

دوباره یاد این جمله می افتم:

رادیوی مادرتان را تعمیر کنید، برنامه مورد علاقه پدرتان را برایش ضبط کنید، پیش از آنکه دیر شود.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 22:36  توسط احسان  | 

سختی های انسان بودن

شب آرامی است...

تنها صدایی که سکوت را می­شکند، عبور چند موتور سیکلت از چهرراه است

ویــــــــژ...!

اه! این ماشین هم گند زد به نوشته های ما...!

 

نا امیدی، تو انجام هر کاری ممکنه به سراغت بیاد، ولی در مورد کارایی که خیلی بهشون علاقه داری و بیشتر واسشون وقت می ذاری، بیشتر اتفاق می افته.

شاید باورت نشه ولی یهو می بینی اینقدر فکر های جور و ناجور به سرت زده که چشم باز می کنی و می بینی چیزی که اونقدر واست مهم بوده و به خاطرش از همه چیزت می زدی تا وقتی برای رسیدگی بهش پیدا کنی، کیلومتر ها و ماه ها ازش دور شدی.

تنها می خواستم بگم اگه در میانه راه همچین حسی به سراغتون اومد اصلا نگران نباشید، چون کاملا طبیعیه؛ برای پیش از ما پیش اومده و برای بعد از ما هم شاید.

تو این شرایط بهتره حتی چند روز دست از کار مورد علاقتون بکشید و کمی به اهداف اولتون فکر کنید. به انگیزه هایی که باعث شروع این کار شد و اتفاق های شیرین و دوست داشتنی این مدت.

پیدا کردن راه حل برای مشکل های احتمالی که ممکنه باهاشون برخورد کنید هم بهتون اعتماد به نفس می ده اما به این شرط که در این گونه افکار غرق نشید و یا این که موارد نا خوشایندی رو که هنوز اتفاق نیفتاده رو اونقدر تجسم کنید که در  افکارتون بازنده باشید. همین قدر که گاهی اوقات احتمالات رو در نظر بگیرید کافیه...

 

تو نور چراغ خواب و گوشیم چشمام بد جوری می سوزه، صدای ماشین ها هم کمتر شده. شب به خیر...    

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 10:35  توسط احسان  | 

معنای سمبلیک گل ها

سلام به همه دوستای "گلم". حالتون چطوه، خوب هستین؟ آره؟

پس اگه آره چرا به ما سر نمی زنین، اگه هم نه باز هم سر بزنین و بگین مشکلتون چیه؛ حداقل یه جور درد دله دیگه.

امروز تو Google دنبال وبلاگ راه قلم -یعنی همین وبلاگی که شما قدم رنجه کردین و دارین مطالبش رو می خونین- می گشتم که به یه مطلب جالب برخوردم: معنای سمبلیک گل ها، خیلی جالب نوشته بود هر گل چه معنایی داره و طرفی که شما گل رو به اون هدیه می دید، بعد از گرفتن گل احتمالا چه احساسی پیدا می کنه.

چون مطلب جالبی بود و نسبتا زیاد گفتم این مطلب رو تو دو بخش بذارم، اگه وقت کردین نظر هم بدین بد نیست ها!

ادامه مطلب رو بخونید تا ببینید گل ها واقعا چه معنایی دارند تا یادم نرفته:

با تشکر از ایران بلاگ.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 10:44  توسط احسان  | 

ارتباط شخصیت شما با رنگ چشمتان!

اخیرا یکی از روانشناسان به نام پاول ژاگو نظریه ای را در مورد رنگ چشم مطرح کرده است.
از نظر او حلقه دور مردمک چشم در صورتی که واضح و کاملا مشخص باشد بارزترین نشانه شخصیت است.


چشمان تیره »
چشمان تیره رنگ و تقریبا مشکی مظهر حرارت و روانی است که منبع آن عاطفه ای شدید است که یا جنبه اخلاقی دارد و یا بر عکس جنبه خشونت و بیدادگری صاحب یک چنین دیدگانی ممکن است به صورت افراطی اطرافیان خود را دوست بداردو یا آن که به عکس بدون دلیل نسبت به آنان عداوت ورزد.رگه های بی اعتمادی به دیگران و نیاز به توجه از سوی ان ها و از سویی تمایل به تحت نفوذ در آوردن دوستان نیز در این افراد به چشم می خورد.

رنگ های بلوطی و قهوه ای »
معمولا نشانگر کمال پرستی و بلند پروازی است,فراوانند روشنفکرانی که چشمانشان به این رنگ می باشد صاحبان چشم های قهوه ای عموما برای رسیدن یک هدف تمام تلاش خود را به کار می برند و از انگیزه کافی نیز برخوردارند اما به محض آن که با مانعی مواجه می شوند از سرعت عملشان کاسته شده و به مرور از حرکت باز می مانند آن ها به اصول و اعتقاداتی که در ذهن دارند پایبندند و دیگران را نیز تشویق به گرایش این گونه طرز تفکر می نمایند از تنهایی بدشان نمی آید اما در عین حال برون گرا نیز هستند و به راحتی می توانند با دیگران ارتباط بر قرار کنند.

چشمان آبی پر رنگ »
مظهر یک شخص فعال,مصمم,خونسد و دقیق و پایدار و با پشتکار است.این گونه افراد دارای طرز تفکر اقتصادی و کمی مادی هستند.جوانب هر کاری را از زوایای مختلف بررسی می کنند و با آرامش کامل بهترین راه را انتخاب می نمایند اما صاحبان چشمان آسمانی یا آبی روشن غالبا خیال باف,رویایی,احساساتی,کم و بیش با نشاط و سطحی هستند به عبارت دیگر کمی بی احتیاط بوده و از قدرت آینده نگری کمتری برخوردارند.

چشمان زرد و سبز »
نشانه تمایلات ذهنی و عاطفه ای دور از معمول است که گاهی نبوغ آمیز و زمانی مبتنی بر خیال بافی و گاهی غیر عادی است نشانه عصبانیت و ابراز شور و حرارت و عواطف شدید است.

خاکستری »
رنگ خاکستری هم تقریبا همیشه از یک انسان مثبت و متمایل به عمل و دارای استعداد کار فراوان حکایت می کند.



برگرفته از : هنر زندگی

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 22:45  توسط احسان  | 

شخصیت شناسی از روی امضاء

1- كساني كه به طرف عقربه هاي ساعت امضاء مي‌كنند انسان‌هاي منطقي هستند .

2- كساني كه بر عكس عقربه‌هاي ساعت امضاء مي‌كنند،دير منطق را قبول مي‌كنند و بيشتر غير منطقي هستند.

3- كساني كه از خطوط عمودي استفاده مي‌كنند لجاجت و پافشاري در امور دارند . 

4- كساني كه از خطوط افقي استفاده مي‌كنند انسان‌هاي منظّم هستند . 

5- كساني كه با فشار امضاء مي‌كنند در كودكي سختي كشيده‌اند .

6- كساني كه پيچيده امضاء مي‌كنند شكّاك هستند . 

7- كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مي‌نويسند خودشان را در فاميل برتر مي‌دانند.   

8- كساني كه در امضاي خود فاميل مي‌نويسند داراي منزلت هستند.  

9- كساني كه اسمشان را مي‌نويسند و روي اسمشان خط مي‌زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند . 

10- كساني كه به حالت دايره و بيضي امضاء مي‌كنند ، كساني هستند كه مي‌خواهند به قله برسند .

منبع: گروه شیرازی ها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 0:13  توسط احسان  | 

فراموشم نکن ....!

+++ از گل های "فراموشم نکن" چه می دانیم +++

برای زیبا ساختن باغچه خانه ، گل فراموشم نکن با برگ های آبی همراه با زرد که بر روی ساقه و برگ های کرک دار آن شکوفه می کند می تواند گزینه مناسبی باشد . این گل در سه رنگ : آبی ، سفید و صورتی وجود دارد .

این گل ها بین گیاهان بلند قد و یا در ختان کوچکتر برگریز زمین را همچون یک فرش شگفت انگیز می پوشانند و بهترین حالت کاشت آن در استخر های بزرگ و یا بین انبوهی از گیاهان باشد .

این گل ها را به عنوان نشان یک عشق راستین یا دوستی برای دیگران بفرستید .

 

Forget--me--not

فراموشم نکن به دسته گیاهان Myosotis (گل فراموشم نکن) اشاره دارد . تقریبا 50 گونه مختلف از طبقه این گیاه وجود دارد . هر چند تفاوت هایی بین این گونه ها وجود دارد ولی شباهت برجسته ای بین این دسته از گیاهان وجود دارد : گل های آبی با پنج گلبرگ که به طور انبوهی روی ساقه آن می رویند .

افسانه جالبی در مورد چگونگی نام گذاری این گل ها وجود دارد که در زیر به تعریف آن می پردازیم :

باری در قرون وسطی یک شوالیه و معشوقه اش نزدیک رودخانه ای قدم می زدند . در دستان شوالیه دسته گلی نیز بود . او ناگهان به دلیل وزن زیاد زره به داخل آب افتاد . بر اساس این افسانه همین طور که آب شوالیه را با خود می برد او دسته گل را به طرف دختر پرتاب کرد و فریاد زد : فراموشم نکن .

در این باره مسیحیان نیز افسانه ای مذهبی دارند که فرزند ، عیسی مسیح این گل ها را ساخت تا نسل های پس از او بتوانند او و مادرش مریم (درود بر او باد) را بببینند ، در حالی که حضرت عیسی در آغوش مادرش است .

 

 

تکثیر گیاه :

این گل ها از تخم به وجود می آیند . به این شکل که دانه ها را در شرایطی که آب و هوا در وضعیت خوبی قرار دارد و هیچ خطری گل ها را تهدید نمی کند در باغچه خانه تان می کارید ؛ البته بهتر است اگر در فصل سرد اقدام به کاشتن گل ها می کنید چند هفته قبل از بهبود هوا آن ها را در خانه در گلدانی بکارید و بعد به باغچه انتقال دهید . دانه ها را با 8/1 خاک باغچه بپوشانید . بهتر است فاصله بین آن ها 10 تا 12 سانتی متر باشد و اگر تعداد دانه ها کم است می توانید این فاصله را تا دو برابر نیز افزایش دهید .

گل هایی که بیش از یک سال عمر می کنند را می توان با جداسازی خوشه های نهال های آماده قلمه زد و تکثیر کرد .

 

چگونگی کاشت گل های فرامشم نکن :

این گل ها به سادگی رشد می کنند و شکوفه های بسیاری نیز می دهند و به توجه و رسیدگی زیادی هم نیاز ندارند . سایه برای رشد این گل ها مناسب تر است ولی در آفتاب هم به خوبی رشد می کنند . خاک متوسط هم برای رشد آنها کافی است ولی خاک باید نم دار باشد .

در هر فصل باید یک یا دو بار به خاک کود هم اضافه کرد . کود ویژه ای مورد نیاز نیست و کود های چند منظوره و معمولی برای این کار مناسب هستند . چون بهترین شکل رشد گل ها در چنینی خاکی است .

در فصل زمستان در مناطق سرد شمالی برای محافظت از گیاه باید به خاک کود گیاهی داد و یا اینکه آن ها را به شکل گیاه دو ساله کاشت .

حشرات و بیماری ها :

حشرا و بیماری ها چندان این گیاه را آزار نمی دهند و اگر هم مشکلی این چنینی پیش آمد می توان بنا بر شرایط از حشره کش ها و یا از مواد نابود کننده قارچ استفاده کرد .

 

 

حقایقی چند در باره این گل ها :

 ·فراموشم نکن یک گل بهاری است .

 ·شمار زیادی از این گونه که به نام "فراموشم نکن" مشهور است از گل های بومی (New Zeland)زلاند نو هستند .

 ·تعداد اندکی از گونه های اروپایی در مناطق معتدل آمریکا ، آسیا و اروپا شناخته شدند .

 ·کشور آلاسکا واقع در قاره آمریکا مرکز این نوع گل هاست .

 ·این گیاه در دو نوع یک ساله و همیشگی وجود دارد : عمر نوع اول تقریبا یک سال است ولی نوع دوم که همیشگی گفته می شود به این معناست که از زمان رویش ، گل دادن تا زمان مرگ بیشتر از دو سال طول می کشد . 

 ·برای جلوگیری از تخم ریزی دوباره بهتر است شکوفه هایی را که از بین رفته اند را جمع کرد .

 ·در تابستان هنگامی که گل ها ساییده می شوند و شکل خود را از دست می دهند ، باید آن ها را از جا درآورد .

 ·نکته آخر هم اینکه این گیاه زیبا را زیر درخت های همیشه سبز نکارید . گل یا باید زیر نور کامل خورشید باشد یا سایه کامل .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 22:40  توسط احسان  |