تبليغاتX
راه قلم

راه قلم

چرک نویس - نوشته های نه چندان خصوصی!

تسليم اين صحنه‌آرايي خطرناك نخواهم شد

بسم الله الرحمن الرحيم

ملت شريف ايران
نتايجي كه براي دهمين دوره از انتخابات رياست جمهوري اعلام شد بهت‌آور است. مردمي كه در صف‌هاي طولاني اخذ راي شاهد تركيب آرا بودند و خود مي‌دانند كه به چه كسي راي داده‌اند با حيرت تمام به شعبده‌بازي دست‌اندركاران انتخابات و صدا و سيما نگاه مي‌كنند، آنان بيش از هميشه به دنبال آن هستند كه بدانند، چگونه و توسط چه كساني و مقاماتي طرح اين بازي بزرگ ريخته شده است. اينجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشكار و فراوان روز انتخابات هشدار مي‌دهم كه تسليم اين صحنه‌آرايي خطرناك نخواهم شد. نتيجه آنچه كه از عملكرد متصديان بي‌امانت ديده‌ايم و مي‌بينيم جز تزلزل اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و حاكميت دروغ و استبداد نيست. اينجانب طبق وظيفه شرعي و ملي خويش به افشاي رازهاي پشت سر اين روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابودكننده آن را بر سرنوشت كشور توضيح خواهم داد. و ترس آن دارم كه ادامه وضع موجود همه نيروهاي مؤثر در نظام را به توجيه‌گراني دروغگو در مقابل مردم تبديل كند و دنيا و آخرت آنان را در معرض لطمه‌هاي جبران ناپذير قرار دهد.
به مسئولان توصيه مي‌كنم پيش از آنكه دير شود اين روند را فورا متوقف كنند و همگي به خط قانون و امانت‌داري از آراي ملت بازگردند و بدانند كه خروج از عدالت، مشروعيت زداست. آنان بيش از هركس ديگر، از اين حقيقت باخبرند كه در اين كشور، انقلابي بزرگ و اسلامي صورت گرفته است. كمترين پيام انقلاب ما اين است كه مردم آگاهند و در برابر كساني كه با تقلب روي كار بيايند تمكين نخواهند كرد.
اينجانب از همين فرصت استفاده مي‌كنم و ضمن تشكر از عواطف ملت بزرگوار ايران به آنان تذكر مي‌دهم كه ايران، اين موجود آسماني، متعلق به آنان است و نه متقلبان. اين آنان هستند كه بايد با هوشياري خود از آن حفاظت كنند. خائنين به آراي مردم ابايي از آن ندارند كه اين خانه پارسايان به آتش كشيده شود. ما موج عقلانيت سبز خود را كه برگرفته از تعاليم ديني و علايق ملت ما به اهل بيت پيامبر(ص) است با تمامي شور ادامه مي‌دهيم و با شورش دروغ كه در كشور طغيان كرده و چهره آن را آلوده است، مبارزه مي‌كنيم، اما اجازه نخواهيم داد كه حركات ما شكل كور به خود بگيرد.
جا دارد از يكايك شهرونداني كه براي رساندن اين پيام سبز هر كدام ستادي بودند و تمامي ستادهاي مردمي و رسمي كه در انتخابات فعاليت مي‌كردند سپاسگزاري كنم و تأكيد نمايم كه تا رسيدن به نتيجه‌اي كه كشور ما لايق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نياز است.

وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 10:53  توسط احسان  | 

?Is there still an honest person

صحنه ای از برنامه The Moment of Truth

تو زندگی همه ما بعضی لحظه ها بوده که نمی خواهیم هیچ کس حتی نزدیک ترین افراد به ما از اونا باخبر بشن، مواردی که اگه لو برن کلکمون کنده ست و ممکنه کلی از اعتبارمون رو از دست بدیم؛ متاسفانه همه ما یا بیشتر بیشتر ما! همچین تجربه هایی داشتیم ولی خوب به شکلی پنهانشون کردیم و سعی می کنیم حتی بهشون فکر هم نکنیم تا یه وقت حتی ناخودآگاه و ناخواسته هم ازشون صحبت نکنیم.

تا اینجا که به نظر مشکلی پیش نیومده و همه چی با تمهیدات ما! طبق میلمون پیش رفته ولی... ولی اگه قرار باشه این خصوصی و حساس ترین اتفاق ها رو برای یک نفر یا عده ای شرح بدی و در ازاش کلی هم پول بگیری، اونوقت چه کار می کنی؟

The Moment of Truth یا لحظه حقیقت نام برنامه اییه که با شرکت کنندگانش دقیقا همچین کاری می کنه، البته در هر برنامه با توجه به شخص شرکت کننده در کنار همه تماشاچی ها چند تن از نزدیکان و دوستان فرد هم هستند تا با هر جواب حسابی حال طرف گرفته بشه. البته بگم این همه دردسر با یک پول زیاد همراهه؛ اگه طرف تو هر سوالی که ازش می پرسن، راستشو بگه و تشخیص راست یا دروغ بودن حرف هاش هم اینطوریه که قبل از مسابقه با وصل کردن یک دستگاه دروغ سنج (Polygraph) به شرکت کننده پنجاه سوال از اون پرسیده می شه و اون هم به این پنجاه سوال پاسخ می ده بدون این که از تشخیص دستگاه باخبر بشه. و به همین دلیله که در زمان مسابقه هیچ چیزی بهش وصل نیست و تنها 21 سوال از اون 50 سوال که کم کم شخصی تر می شه، ازش پرسیده می شه.

سوال ها بسته به سن، شغل و پیشینه هر فرد فرق می کنه و همین طور آشنایانی که در این مسابقه عجیب و نفس گیر شرکت می کنن هم. پایین تر می بینید که این آدم های پر دل و جرات چه جوری می تونن به پول در نظر گرفته شده برسند: (تا نیم میلیون دلار بیست و یک سوال سخت در راهه!)

پاسخ به شش سوال: 10,000$

پاسخ به  پنج   سوال: 25,000$

پاسخ به  چهار سوال: 100,000$

پاسخ به  سه  سوال: 200,000$

پاسخ  به  دو  سوال : 300,000$

و پاسخ به سوال آخر: 500,000$

مجری برنامه The Moment of Truth

البته نکته جالب اینجاست که هر کجا از سوالات، دستگاه بر اساس سوالاتی که پیش تر پرسیده شده دروغی رو احساس کنه با عبارت False اون رو اعلام می کنه و اگه شخص هنوز به 11 پرسش اول، (یعنی 25,000$) پاسخ نداده باشه، هر چی پول برده باشه رو از دست می ده و به قول قدیمی ها طرف "از اینجا رونده و از اونجا مونده" می شه. دیگه توضیح کافیه، اگه این موضوع براتون جالبه می تونید بخشی از برنامه جالب "The Moment of Truth" رو از YouTube تماشا کنید!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 1:12  توسط احسان  | 

گفتار کوتاه - پنج تومانی به جای تراول چک!

گاهی اتفاق بی اهمیت،می تواند زیبایی را به لحظه ی مشقت باری تبدیل کند.

چرا کاه را در چشم خود میبینیم

و کوه ها،دشت ها و درخت های زیتون را نمی بینیم؟


اول از همه ممنونم از خواهر گلم که این روزا تموم زحمت به روز کردن بلاگ به دوش ایشون افتاده وبعد هم سپاس گزارم از تمام کسانی که لطف می کنند و با نظر های خوبشون، باعث اشتیاق بیشتر ما برای نوشتن می شن. دلم نیومد این چند خطو نو یک پست جدید بذارم، پس ممنونم که همه این دو متن رو می خونین...

سکه پنج تومانی پنجاه ریالی مسی با ارزش اورانیمو انرژی هسته ای !

راستش امروز می خوام از موضوعی بگم که بیشتر به طنز شبیهه ولی خوب واقعیت داره یا به نظر می رسه واقعیت داشته باشه! هر چند کلا از انیمیشن یا به زبان پارسی "پویا نمایی" های صدا و سیما که جنبه تبلیغاتی داره و معمولا بیشتر وقت ها سعی در خراب کردن گروه خاصی از جامعه داره خوشم نمی آد، ولی نکته ای بود که از دیدن یکی از همین برنامه ها یادم مونده که به بحثمون هم مربوطه... اون داش سیاه رو حتما یادتون هست! همون که موهای "تیفوسی" می زد و خیلی هم خفنگ!!! رانندگی می کرد، یه بار وقتی دوستش سراغشو می گرفت، بهش زنگ زد و ازش خواست بیاد بیرون ولی داش سیاه که نزدیک کیوسک تلفن بساطی از سکه برای زنگ زدن به پا کرده بود به اون گفت: مشغول تجارت دو ریالیه.

 

امروز صبح خونه یکی از آشنایان بودم که ناگهان تلفنش زنگ زد که البته به خاطر موضوع حساس و مهمی که پشت تلفن بهش داده شد، از موضوع اصلی دورمون کرد.

(در متن گفتگو اغراق شده است!)

آخ جون! پول دار شدیم...!

-ها!؟ پول دار!

آره، من گنج تو خونه داشتم و خبر نداشتم. ببین اینارو...

خوب! اینا که سکه های پنج تومنی 20 سال پیشه (از اون سکه های سرخ مسی "رنگ").

اه! خوب نگاه کن! اینا گنجه، پنج تومنی یعنی چی!؟ اینا یعنی اورانیوم، یعنی انرژی هسته ای.

خواب نما شدی تو هم... این قدر گفتم این قدر سخنرانی ... رو گوش نکن! توهم ورت داشته، اصلا بیا پس این دو تا گنج هم مال تو...

خدا خیرت بده، می دونی الان ... گفت از چند روز پیش این سکه ها مثل طلا شده و با قیمت های نجومی فروش رفته، "..." هم دوتاشو به قیمت 15000 تومن فروخته.

من با شک دستم را به سکه های رنگ و رفته نزدیک می کنم ولی اون با سرعت عجیبی که از اون بعید بود! سکه ها را عقب کشید و مشغول شمردن شد: 14 تا! باورم نمی شه، این یعنی دست کم 70,000 تومان...

 

باورتون می شه؟ اصلا نمی شه فهمید چی می گذره ولی هر چی هست، این روزها بازار شایعه داغه و در همین بین سکه ها تا قیمت بیست یا اندکی بیشتر هم فروش رفته و تا اونجا که خبر دارم همین امشب سکه ها رو تا ۱۰،۰۰۰ تومان می خریدن! البته این تجارت بین افراد عادی صورت گرفته و گفته می شه بانک حتی مبلغ بیشتری به خاطر این سکه های سنگین می ده.

از این به بعد که می رین برنج بخرین، لازم نیست پول نقد، تراول، ایران چک، ملت کارت یا هر گونه کارت دیگر عضو شتاب با خودتون ببرید، فقط کافیه دو تا ۵ تومانی  سرخ به فروشنده بدین و تازه بقیه اش رو هم بگیرین! قبل تر مردم یواشکی به دنبال دعانویس از این کوچه به اون کوچه می رفتن، حالا احتمالا به دنبال خریدار خوبی برای این سکه های پنجاه ریالی با ارزش...!!!

اقلید فاینال اینترنشنال :Photo credit 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 19:57  توسط مریم  | 

آدام اسمیث (پدر علم اقتصاد)

۱-سیاست دستوری در اقتصاد جایی ندارد ............استاد گمنام

۲-اقتصاد دولتی بیمار است ...........اقتصاد دان اجنبی

۳-دولت در امور اقتصادی عجولانه تصمیم نمیگیرد ..........دولت مرد اقتصادی

۴- اقتصاد و ولش کنی خودش میره............نو کیسه عوام

۵- ما اقتصاد و ول کردیم او ول نمیکنه...............اقتصادالوزرا

۶-جسارتا"رایس جمهور متعهد شد از اقدامات شتابزده اقتصادی جلو گیری کند....هیات علمی دانشگاه علامه

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 19:53  توسط احسان  |