تبليغاتX
راه قلم

راه قلم

چرک نویس - نوشته های نه چندان خصوصی!

حسرت سرخ

ماهی سیاه برکه

                     از ابتدای تولد در حسرت قرمز بودن

                                                                                می سوخت.

او رنگ قرمز را دوست داشت

و دل آزرده از این که

چرا رنگ پوست او سرخ نیست.

                                     روزی

قلاب ماهیگیری کودکی بازیگوش

قسمتی از دهانش را به سرخی خون

                                                     آلود

و سپس

                        او را از آب به خاک کشاند.

                                       ساعاتی بعد

صدای جلز و ولز روغن بود

و ماهی

که در دل داغ تابه

با تمامی وجود سرخ می شد.

 

آرزو کردن

شاید به خودی عیب نباشد

اما برآورده شدن ممکن است

آنطور که باید

ختم به خیر نشاید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 21:6  توسط مریم  | 

همچون نهال

همچون نهال از توفان نهراسیم

در تهاجم باد

جانهایمان سر پناهمان باد

در این خزان نکبت

من شکفتن را می شنوم

همزاد عصیان

سحر به شکار ستاره ها خواهم رفت

تنهای تنها

تا همه ستاره هایی را که به تاریکی کشیدند

به سرزمینمان باز گردانم.

پروانه فروهر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 14:27  توسط مریم  | 

اعترافات بینوایان

بینوایان مرحوم دکتر هو گو را خوانده اید؟

بینوایان ابراهیم رها را چطور؟

این دومیه مشابه همان اولیست اما در پاریس خودمان اتفاق می افتد....

زمانی که اغتشاش شده و مردم حیران هستند... در داستان اینطور آمده است .......  

                         {هر روز که از خواب بیدار می شوید آمادگی داشته

باشید که بازجویی شوید.این آمادگی پیش از خروج شما از خانه حتی از تهیه بلیط اتوبوس واحد هم

واجب تر است.من در این داستان برای اینکه شما تنویر افکار عمومی بشوید یک باز جوئی را    

می آورم:شما متهم هستید به براندازی ـ جاسوسی ـ گرفتن چند چمدان پول ـ خط انداختن روی برج   

ایفل ـ دختر بازی ـ انجام اعمال خاک تو سری در نیمه های شب ....تفهیم اتهام شدی ؟

ـ من فقط اومده بودم از بقالی سر محل ماست.....

ـ هنوز ادامه داره. یکیش همینه ـ متهم هستی به ماست مالی کردن کارهای زشت ـ  گویا با خودت هم

روابط نا مشروع داشتی! حالا توضیح بده چرا به خودت بمب اتم بسته بودی تا عملیات بر اندازی انجام

بدی؟

ـآقا من هفتاد و پنج سالمه.....

ـ هفتاد و پنج سال  اقدام به براندازی کردن کافی نیست ؟ بزنم تو گوشت صدای طو قه دو چرخه

بدی؟حالا ....

بشین و سه هزار صفحه اعتراف بنویس و در باره روابط مشکوکت با کوزت ـ دخالت در بمب گذاری برج

ایفل ـ درباره این که تو مردکه نره خر جزو زنان خیابانی هستی و در جوانی هم یک دختر فراری بودی ـ

اعتراف کن در خانه شبکه ضیا ء را تما شا می کنی بیخود مقاومت نکن ـ همه چیز لو رفته ـ  خودمان در

 خانه تو ـ یک جعبه مداد رنگی پیدا کردیم .....

ـ خب این چه ربطی داره ....

ـ ربطش اینه که تو با اینها می خواستی عکس بی تربیتی بکشی ـ تکثیر کنی بدهی  دست نسل

سومی ها ....ای مردیکه منحرف ......}

                                   **************************

بالا خره کوزت بینوایان  تصمیم گرفت به جای دیگران اعتراف کند. او علاقه مند بود بیاید توی تلویزیون

ملی فرانسه در باره اعترافاتش حرف بزند...

کوزت:سلام ملت شریف و همیشه در صحنه پاریس .من باید صادقانه بگویم که تا به حال هر چه گفته ام

اشتباه بوده و این ژان والژان نامرد مرا اغفال کرده بود. من کارهای خیلی بدی کرد م . من شایعه کردم 

برج ایفل بلند است ـ شهر پاریس قشنگ است ـمطالعه کار خوبیست .من اعمال شنیعی انجام داد ه ام.

 

من شبها قبل از خواب می رفتم دستشوئی و کاری می کردم که الان شرمم می آید بر زبان آورم.

من از این کار خجالت زده ام و امیدوارم مردم مرا ببخشند . من از بچگی مشکل داشتم آدم مورد داری

بودم . من اخیرا فهمیدم که حتی فانتین و پدرم ....بله حتی پدر و مادرم هم با هم روابط غیر اخلاقی

داشته اند؟آنهم چه جور !....

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 15:4  توسط مریم  | 

تولدت مبارک پسر عزیزم


 

تولدت مبارک happy birthday

 

در این شهریور پربار و زیبا       در این گرمای جانبخش و دل آرا

کتاب عمر تو ای گل ورق خورد         به مرز چارده بنهاده ای پا

بهار سبز میلادت مبارک              برایت جمله خوبی ها مهیا

سلامت یار بادت در همه عمر

                                    بود توفیق همراه تو هر جا  

 

مهرداد عزیز تولدت مبارک. 

                        

                       



+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 13:50  توسط مریم  | 

معیارهای وزارت

هر چیزی معیاری دارد

انتخاب وزیر در دولت دهم هم مانند دولت نهم معیار دارد

وکشکی نیست.کارشناس ما می فرمایند:

وزیر باید اجرا کار باشد   (یعنی کار اجرائی کرده باشد)

سابقه دار باشد   (جسارتا با سابقه همچون جناب مشائی)

نخبه باشد!   (شفاف است و نیاز به توضیح ندارد)

مدرک عالیه داشته باشد (حتی الامکان از آکسفورد)

حرف گوش کن باشد (در مقابل رئیس جمهور)

هلو باشد  (مانند لنکرانی در دولت نهم و پوست کنده اش در دولت دهم)

عاقبت بخیر باشد (حداقل شش ماه دوره وزراتش بطول انجامد)

با حال باشد (نکات مثبتی را که هیچکس نمی بیند.ببیند و بیان کند 

مانند اشتغال. ارزانی. پیشرفت و توسعه.....)

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 9:3  توسط مریم  | 

یک شب از دست کسی

باده ای خواهم خورد

که مرا با خود تا آن سوی اسرار جهان خواهد برد!با من از(هست)  به  (بود)

با من از نور به تاریکی

                                        از شعله به دود

با من از آوا تا خاموشی.

                                 دورتر شاید تا عمق فراموشی

راه خواهد پیمود.

کی از آن سرمستی خواهم رست؟

کی به همراهان خواهم پیوست؟

من امیدی را در خود

بارور  ساخته ام

تار و پودش را. با عشق تو پرداخته ام

مثل تابیدن مهری در دل

مثل جوشیدن شعری از جان

مثل بالیدن عطری در گل

جریان خواهم یافت.

مست از شوق تو

                              از عمق فراموشی

راه خواهم افتاد

باز از ریشه به برگ

باز از (بود) به (هست)

باز از خاموشی تا فریاد!

سفر تن را خاک تماشا کردی

سفر جان را از خاک به افلاک ببین!

گر مرا می جوئی

سبزه ها را دریاب!

با درختان بنشین!

کی ؟ کجا؟ آه نمی دانم

ای کدامین ساقی!

ای کدامین شب!

منتظر می مانم.

فریدون مشیری

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 2:16  توسط مریم  |